نخ دوم:
با فلاني قرار گذاشتيم برويم كافه. بنشينيم خيلي شيك غصه بخوريم. به نظرم غصه خوردن هم آدابي دارد كه ما بلديم. غصه را بايد خوب بگذاري قوام بيايد. مثل شكر در آب و روي حرارت ملايم بجوشد و كشناك شود. شيرينياش به اندازه، دل زدهات نكند. بعد بايد جايي باشد. غصه چيزي نيست كه همينطوري هر جا و در هر ظرف و با هر كسي آن را سر بكشي. اصلاً غصه خوردني نيست. نوشيدني است. مزه مزه. با دمخور. هوا باراني باشد. سرد باشد. نه آن طور كه سگ لرز بزني و شاشات بگيرد. به قدر كفايت كه مثلاً تماس آغوشي گرمات كند. همين كه دستي را بگيري بس باشد. غصه شراب است. اين را شاعري هم گفته. شعرش را يادم نيست. برويد پياش و بخوانيدش.
با فلاني قرار گذاشتيم برويم كافه. بنشينيم خيلي شيك غصه بخوريم. به نظرم غصه خوردن هم آدابي دارد كه ما بلديم. غصه را بايد خوب بگذاري قوام بيايد. مثل شكر در آب و روي حرارت ملايم بجوشد و كشناك شود. شيرينياش به اندازه، دل زدهات نكند. بعد بايد جايي باشد. غصه چيزي نيست كه همينطوري هر جا و در هر ظرف و با هر كسي آن را سر بكشي. اصلاً غصه خوردني نيست. نوشيدني است. مزه مزه. با دمخور. هوا باراني باشد. سرد باشد. نه آن طور كه سگ لرز بزني و شاشات بگيرد. به قدر كفايت كه مثلاً تماس آغوشي گرمات كند. همين كه دستي را بگيري بس باشد. غصه شراب است. اين را شاعري هم گفته. شعرش را يادم نيست. برويد پياش و بخوانيدش.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ توسط
|