وقتي از تاريخ فاصله مي‌گيريم. هنگامي كه دور از گرد و خاك جنگ‌ها و خون‌ريزي‌ها، هول فقر و ترس قحطي، يا هيجان انقلاب‌ها، شوق پيروزي و ياس شكست، با فاصله از همه‌ي اين‌ها كه مي‌ايستيم، وقتي زمانِ تاريخ مي‌گذرد، چيزي كه مي‌ماند جرياني افشاء كننده‌ از هستي انسان است، نمادي از جهان‌بيني جمعي، چيزي از ماهيت بشري، روان‌شناختي گروهي.