تلاش براي سرودن شعر/ 17
اندوه نام زني است دست زير چانه،
نشسته تا ساعت شني قلباش فرو ريزد
دود از نگاه خاكسترياش رقصان
موهاي بلند سرخ
افشان
آشفته
ميان موهاياش كرمها پيله بستهاند
و زن از خودش ميپرسد
تا پروانگي چند خط مانده؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۰ ب.ظ توسط
|