خب راستش بنده چیزی از سیاست سرم نمی‌شود. این ماجرای دکتر کردان هم که پیش آمد، من از همه جا بی‌خبر بودم و خیلی مدت بعد بود که از دهان این و آن شنیدم  آدم فریب‌کاری به زور دگنگ یک دکترای قوزمیت جعلی به آقای کردان داده و این بنده‌ی خدا را اغفال کرده. حالا بماند که برای من همیشه سئوال بود که آخر مگر می‌شود کسی نداند فلان دانشگاه رفته یا نرفته؟ به قول دوستی، طرف دانشگاه پیام نور هم که برود بالاخره می‌داند که دانش‌جوی این دانشگاه هست. حالا آقای دکتر کردان چه‌طور نمی‌دانسته که اصلا در عمرش سر در دانشگاه مزبور را دیده یا نه، از آن عجایبی است که فقط ممکن است توی مملکت ما اتفاق بیفتد. بعدتر فهمیدم که نه بابا قضیه دکترای افتخاری بوده و این حرف‌ها.

امروز اخبار ساعت دو دقایقی از شش ساعت استیضاح آقای دکتر را نشان داد. طنز قضیه این‌جاست که برای چنین موضوع مبرهنی شش ساعت وقت می‌گذارند و بالا و پایین می‌کنند. هیچ کس نیست بگوید برادر من، خواهر من، طرف خودش هم به گناهش متعرف است دیگر چرا این همه لفتش می‌دهید.

در این هاگیر واگیر دیدن تصویر دکتر کردان خیلی با نمک بود. آقای دکتر با آن پشت خمیده و بینی تیر کشیده و ابروهای بالا داده خیلی زیاد شبیه شخصیت‌های منفی داستان‌های دیکنز بودند.  کت و شلوار کرم با یقه‌‌ای که زیر خرخره‌ بسته می‌شد.

بعد هم که شروع به صحبت کردند معرکه‌ای بود که فقط رضا قاسمی را می‌خواست تا بگوید قیامتی است این ملت. فکرش را بکنید معلوم نیست باز کدام آدم فریبکاری یک متن باحال نوشته بود و دقیقه نود داده بود دست آقای کردان و ایشان هم که وقت نکرده بودند یک‌بار از روی متن بخوانند، کلی مایه‌ی سرور و شادمانی ملت شدند.

اولا که متن با سوم شخص نوشته شده بود. یعنی مثلا یکی از جمله‌ها چنین چیزی بود:

"به راستی علی کردان به کدامین گناه این‌طور مورد آماج حمله قرار گرفت و کسانی که سخن از دین می‌گویند چنین پرده‌ها رادریدند و هتاکی کردند؟"

خب همین یک جمله خودش کلی حرف دارد. اولا عبارت "به کدامین گناه" یکی از دم دستی‌ترین عباراتی است که سر قلم و زبان هر کسی می‌آید. دوم این که آقای کردان حقیقتا آدم ساده‌ و تا حدودی کند ذهن است که هنوز به طور جدی برایش سئوال است که موضوع استیضاح چیست.

حالا از این‌ها که بگذریم تک خال دکتر کردان این جمله‌ بود:

مادر ِِِِ ماجرا کم‌ترین تردیدی در صحت مدرک نداشتیم.

خب من هرچه فکر کردم نفهمیدم مادر ِِِِ ماجرا دقیقا چه کسی است. یعنی حتا نشد که خواهر ِِِِ ماجرا را پیدا کنم چه رسد به مادرشان. احتمالا جمله از این قرار بوده:

ما- در- ماجرا کم‌ترین تردیدی در صحت مدرک نداشتیم.

که طور دیگری خوانده شد. انگار کسی علی کُردان را علی کَرد آن بخواند.

با این همه جمله ی بالا بی‌معناست و یک "این" کم دارد تا بشود:

ما در این ماجرا کم‌ترین تردیدی در صحت مدرک نداشتیم.

خب با این حساب من فکر می‌کنم در دیپلم آقای دکتر کردان هم باید شک کرد! با این همه از ایشان کمال تشکر را داریم که در این اوضاع که از در و دیوار هویج صدای خرگوش می‌ریزه، حداقل تا چند هفته‌ای سوژه‌ی خنده و اس‌ام‌اس ملت را جور کردند. خدا خیرتان بدهد.